السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
91
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
مظالم مردم بيرون شود ، زيرا دعاى بندهاى كه در شكمش مال حرام ، يا در نزد او مظلمهاى براى احدى از بندگان خدا است ، به سوى خدا بالا نمىرود و مستجاب نمىگردد . » و نيز در روايتى آمده پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « هر گاه خوراك دعاكننده حرام باشد و غذاى حرام مصرف كند ، كى دعاى او مستجاب مىگردد ؟ ! » 16 - داشتن انگشترى نقره با نگين فيروزه . زيرا در حديث آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به نقل از خداوند سبحان فرمود : « همانا من شرم دارم دست بندهاى را كه در آن انگشترى فيروزه است و به سوى آسمان بلند كرده ، نوميد برگردانم . » 17 - داشتن انگشترى عقيق . روايت شده كه امام صادق عليه السّلام فرمود : « هيچ دستى محبوبتر از دستى كه در آن انگشترى عقيق باشد ، به سوى خداوند - عزّ و جلّ - بلند نشده است . » 18 - دعا نكردن پيرامون قطع ارتباط با خويشاوندى كه قطع آن جايز نيست . زيرا در بارهء اعمال شب نيمه شعبان و غير آن روايت شده كه : « دعا در آن شب مستجاب مىشود ، مگر دعاى كسى كه قطع ارتباط با خويشاوندان خود نموده ، و يا در بارهء قطع رابطه دعا نمايد . » 19 - در نظر داشتن مقصود خداوند - جلّ جلاله - از دعا و مقدّم داشتن آن بر خواست خود . به عنوان مثال : وقتى بيمار شد ، مقصودش از دعا كردن براى تندرستىاش ، صرف زنده ماندن براى خواستههاى نفسانى زودگذر و دنيايى كه او را از آخرتش باز مىدارد ، نباشد ؛ بلكه براى اين دعا كند كه بر اساس ارادهء خداوند - جلّ جلاله - كه همان طاعت و عبادت اوست ، زنده بماند . و مثال ديگر اينكه : وقتى فرزند و يا كسى كه در نزد او عزيز است بيمار شد ، دعا كردنش براى تندرستى آنان ، به خاطر ميل نفسانى خود به زنده ماندن آنان در امورى كه به مصلحت آنهاست ، يا لذّت و شيرين كامى خود ، يا براى اينكه مبادا كسى به او